نبود توقصه نیستحقیقت پاییز استدر حسرت و آهنبود توتراژدی گام من استبه روی فرش زرد تنهاییبه گاه تنگنبود توحقیقت تلخ من استدر بیهمراهی بازدم احساسمیان چشمانداز عریان درختانو پاییزجام شوکران خواهد بو
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
مـَن هـنــوز دوسـتــت دارم . . .
ب ن:یـڪ دوسـت داشتـن هایی هَـم هَست . . [ ! ]ڪه از دور اسـت و در سُڪـوت،ڪـه دلت برایـش از دور ضَـعـف مے رود ،ڪـه وقتـی حواسـش نیست ،چشمــانت را مـی بنــدے و در
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
بوی یلدا را میشنوی؟انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
قراری طولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده ....
عزم رفتن دارد....
آسمان بغض
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
اینکه هر چی میگذرهمن آروم تر میشمدرحقیقت واسه اینه کهدلتنگیام،دلخوریام و بغضامذره ذره جمع میشه و تبدیل بهسکوت میشه ودرونم طوفان...ب ن:سرد است روزهای نبودنت زمستان کارهای نیست ...!ع ن :کاش هفت ساله ب
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خوانداصلن هیچی هم نشدهیکهو دلش…...حالا بیا وُ درستش کنآدمِ دلگیرمنطق سرش نمی شودبرای آن ها که رفته اندآن ها که نیستند , می گریددلتنگ می شود
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
اینجا بجز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست .ع ن:اگر چه از تو دور هستم اما تو را در قلب خویش حس میکنم حتی نزدیکتر از آن دو عاشقی که در آغوش هم هستند …تو معنای کلام دوست داشتن رو در من معنی کردی.
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور


چه می ماند از زندگی،الا دوست داشتن؟
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور


آدمها یک زمانی در یک جایی
نا خواسته خودشان را می گذراندو می روند.
برچسب:
نویسنده: غزل اکبریپور